توصیفات

Mehraban.K.T Mehraban.K.T Mehraban.K.T · 1403/9/20 19:06 · خواندن 1 دقیقه

پیچ پیچ درخت تاک دور ساعتی که زمان را در آغوش خود حمل می کند.
این تصور من است.
چیزی در این باره در اتاق نیست.
بیهوده است که اینجا توی تهران گیاهی را تصور کنم. مخصوصا توی اتاق من که مثل کویر برهوت است.
اجسام در نظرم تکان می خوردند و در سایه هایی که وجود ندارند می رقصند.
عروسک ناراحت خرس لبخند می زند.
از این لبخند می ترسم.
عروسک ها موجودات عجیبی هستند. زیر آن چهره ی خندان چه چیزی پنهان شده است؟
ترس؟
غم؟
انزجار؟
درد؟
شاید همه اش.
گاهی احساس می کنم که یک عروسک هستم.
بله. شاید من یک عروسک هستم.
زیر نقاب خندان چه زجر ها که نمیباشد.
و هنوز پیچ پیچ درخت تاک دور ساعتی که زمان را در آغوش خود حمل می کند.